|
تنهایم، این اما دردم نیست، دردم آن است که عاشق تنهایی شده ام.
|
یکی از کارهام با موضوع صلح...

امشب مناظره احمدی نژاد و رضایی را با دقت دیدم و اگر بخواهم خارج از جهت گیریهای سیاسی و عادلانه به این مناظره به عنوان قسمتی از برنامه های تبلیغی احمدی نژاد نگاه كنم باید به مشاوران تبلیغاتی اش تبریك بگویم. در مطلب قبلی كه در باره مناظره احمدی نژاد با اقایان كروبی و موسوی صحبت كردم این مطلب را بیان كردم كه اولین اشتباه رقبای احمدی نژاداین است كه او را دست كم می گیرند. احمدی نژاد بسیار خوب حرف میزند، با هوش است و حاضر جواب و به خوبی می تواند طرف صحبتش را به بازی بگیرد و او را عصبی كند. از طرف دیگر او میداند با مردم عامی ارتباط بر قرار كند. حال ببینیم در این مناظره چه استراتژی را بكار برد.
آقای رضایی نوع مبارزه احمدی نژاد با 2 كاندیدای دیگر را دیده بود و از استراتژی او در مناظره كه همان حمله مستقیم به ضعفها و عصبی كردن حریف بود، خبر داشت و خوب می دانست كه احمدی نژاد در سایه رفتار عصبی حریف به راحتی از بحثهای منطقی فرار میكند و با صحبتهایی كاملا عامه پسندانه نبض مناظره را بدست میگیرد و حریف را وادار میكند تا در استراتژی كه او مشخص كرده حركت كند و ناخواسته او را به اهدافش برساند. بنابراین رضایی با دست پر آمده بود و حاضر بود كه اگر احمدی نژاد از بعضی نقطه ضعفهای او (مثل فرار فرزندش از ایران و پناهنده شدنش به آمریكا یا فعالیتهای اقتصادیش در زمانی كه فرمانده سپاه بود) حرفی به میان آورد اطلاعاتش را رو كند و با توجه به اینكه او دبیر شورای مصلحت نظام است مطمئنا اطلاعات بسیار زیادی از اشكالاتی كه به مدیریت احمدی نژاد وارد است، در اختیار دارد ( مثل ضعفهای مدیریتی، خویشاوند سالاری، دست درازی به بانكها و استفاده بدون حساب و كتاب از صندوق ذخیره ارزی و البته برای تمام اینها مدرك محكم داشت) كه بیننده ها برای اولین بار انها را می شنیدند، او به راحتی می توانست با استفاده از این اطلاعات صداقت و مدیریت احمدی نژاد را زیر سوال ببرد و او را ضربه فنی كند، به طور خلاصه باید بگویم كه رضایی برای یك مناظره چالشی و نفس گیر آماده بود. اما ته دلش میخواست فضای مناظره آرام باشد تا او بتواند برنامه های اقتصادیش را كه از آن به عنوان انقلاب اقتصادی نام میبرد، بیان كند و همینطور از مدیریت احمدی نژاد ایراد و اشكال منطقی بگیرد و احمدی نژاد اینها را خوب می دانست. بنابراین استراتژی اش را تغییر داد.
احمدی نژاد بر خلاف 2 مناظره قبل، بسیار آرام و مودبانه شروع به صحبت كرد و طوری رفتار كرد كه خیال رضایی راحت شد بطوری كه رضایی حتی نتوانست خوشحالیش را مخفی كند و از این نوع برخورد احمدی نژاد و سوالش تشكر كرد، بنابراین قدم اول را احمدی نژاد بسیار حساب شده برداشت و نتیجه اش این شد كه رضایی گاردش را باز كرد.
مدتی گذشت و بحث آرام ادامه داشت حتی یك بار احمدی نژاد رضایی را با اسم كوچك صدا زد و به او اقا محسن گفت. با این بازیهای ظریف احمدی نژاد، رضایی به خواب خرگوشی رفت و حتی چندین بار به كارهای درستی كه احمدی نژاد انجام داده بود مثل اضافه كردن حقوق بازنشستگان اشاره كرد، اما احمدی نژاد چیز دیگری در سر می پروراند و هر چه به پایان مناظره نزدیك تر می شدیم تاكتیكهایش را تغییر می داد و به احمدی نژادی كه می شناختیم شیه تر میشد.
احمدی نژاد چند بار از جزئییاتی پرسید كه رضایی برایش جوابی نداشت. اصولا در مناظره یك ساعت و نیمی كسی به جزئیات اشاره نمیكند. یعنی رضایی باید مقتدرانه برنامه اش را میگفت و آنقدر به نقاط قوت آن و ضعفهای دولت احمدی نژاد اشاره میكرد كه فرصتی برای این سوالها پیش نیاید، ولی متاسفانه او نیز احمدی نژاد را دست كم گرفته بود.
لحظات سپری شدند و در بهترین زمان ممكن احمدی نژاد حمله اش را شروع كرد. اولین ضربه محكم احمدی نژاد سوالی بود كه از بین سخنان خود رضایی بیرون كشید و از اوپرسید شما گفتید در سالهای اول جنگ شما دولت را اداره كردید؟ این یعنی چی؟
رضایی خیلی زود فهمید كه چه گافی داده است،معني اين صحبت ان است كه وقتي فرمانده سپاه بوده در كار دولتمردان دخالت ميكرده است نشانه های شوكه شدن به وضوح در صورت رضایی دیده میشد، او سعی كرد وقت كشی كند و برای جواب دادن فكر كند برای همین به احمدی نژاد گفت كه حرفهایش را ادامه دهد تا در پایان جوابش را بدهد اما احمدی نژاد با زیركی فرصت فكر كردن را از او گرفت، و رضایی كه اصلا انتظار چنین حمله ای را نداشت در تله گرفتار و كاملا مستاصل شد، آرامشش را از دست داد و رشته كلام را گم كرد و احمدی نژاد هم با تكرار سوال و نپذیرفتن جوابهایش او را عصبی تر كرد به طوری كه رضایی هیچ پاسخ قانع كننده ای نتوانست بدهد و این ناتوانی رضایی را همه بینندگان به وضوح حس كردند.
رضایی تازه از خواب بیدار شده بود اما فقط 15 دقیقه فرصت داشت و دیگر زمانی برای تغییر استراتژی باقی نمانده بود گذشته از كمی وقت او هنوز در شوك بود و سعی میكرد خودش را جمع جور كند اما احمدی نژاد سوال بعدی را پرسید:
آقای رضایی چند وقت پیش شما در تلویزیون حاضر شدید و گفتید چند ماه دیگه جنگ میشه اما هیچ اتفاقی نیافتاد و شما با این كار آرامش جامعه رو بهم زدید؟!
رضایی تلاش كرد به این سوال پاسخ بدهد اما در 4 دقیقه وقتی كه داشت كاری از پیش نبرد از طرف دیگر در 10 دقیقه پایانی مطمئنا بر خلاف چهره آرام رضایی در درونش غوغایی بود و احساس درد آور اینكه چگونه فرصتها را از دست داده است و در دام احمد ی نژاد گرفتار شده است.
از نظر من بهترین استراتژی برای رضایی این بود كه از همان ابتدا ریسك كند و از اطلاعات بسیار زیادش در مورد احمدی نژاد استفاده كند البته به شكل كاملا حرفه ای و با زمان بندی دقیق و حساب شده، او اگر راه نیمه تمام 2 كاندیدای دیگر را كامل میكرد مطمئنا نتیجه بهتری میگرفت. كافی بود بتواند یكی از دروغهای احمدی نژاد را ثابت كند. مثلااز اقای جوادی آملی (كه همین امروز رسما اعلام كرده كه در جلسه ای كه با احمدی نژاد داشته این داستان را از زبان احمدی نژاد شنیده است) دستخط یا سندی میگرفت كه ثابت كند كه داستان هاله نور اتفاق افتاده و ساخته دشمنان احمدی نژاد نیست. و بعد از اینكه این مدرك را در جلوی دوربین به همه نشان می داد آرامش احمدی نژاد را بر هم می زد. فراموش نكنیم كه اكثر كسانی كه در دور قبل به احمدی نژاد رای داده اند طبقه مذهبی جامعه هستند و طبیعی است كه اگر یك عالم دینی مانند جوادی آملی بگوید كه احمدی نژاد دروغ گفته است تاثیر بسیار زیادی بر آنها خواهد گذاشت. برای من این سوال پیش می آید كه چرا وقتی این چنین دروغهایی را میشود به راحتی با مدرك ثابت كرد همه به سراغ امار و نمودار میروند، وقتی عالمی مثل جوادی آملی میتوانند دلیل محكمی باشد چراهمه به سراغ ریاضی می روند. اگر این اتفاق می افتاد رضایی می توانست در فضایی كه حریفش به دلیل رو شدن دروغش تعادل عصبی ندارد و یك بر صفر عقب افتاده با آرامش، تاكتیكهای خود را پیاده كند.
در پایان اشاره كوتاهی به تاكتیكهای احمدی نژاد میكنم،
احمدی نژاد تا قبل از مناظره ها از تاكتیك مظلوم نمایی استفاده میكرد و همه جا گلایه میكرد كه همه علیه او متحد شده اند و دروغ میگویند و اهانت میكنند. اما در اولین مناظره تاكتیكش را تغییر داد و تاكتیك حمله مستقیم روی آورد، موسوی در برابرش شوكه شد، كروبی در دام 300 میلیون افتاد و رضایی هم گول شروع آرام و منطقی و كلمه "آقا محسن" را خورد. بهر حال در تمام این مناظره ها حتی اگراحمدی نژاد را برنده ندانیم، باید بپذیریم که بر خلاف انتظار، رقبای او نیز پیروزی چندانی به دست نیاوردند. من كاری به اخلاقی بودن یا نبودنش ندارم. برای او مهم نتیجه بود كه حد اقل در 2 تا از این مناظره ها به نتیجه ای كه می خواست رسید.
به نظر من جای چند كارشناس حر فه ای تبلیغات در كنار این سه نامزد خالی بود. تا وقتی كه سیاستمداران ما یك كار تبلیغاتی مثل مناظره را چیزی شبیه به سخنرانی و روضه خوانی بدانند وضع به همین شكل خواهد ماند و نتیجه به نفع كسی می شود كه باهوش تر است و مشاوران تبلیغاتی خبره ای دارد، حتی اگر بر حق نباشد.