+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 9:54 توسط علیرضا7ساله
|
من معجون عجیبی از تمام چیزهای ضد و نقیض عالمم : روانشناسي، فلسفه، نجوم، گرافيك، كاريكاتور، ادبيات، سينما ، نوشتن ، رويا پردازي، خيالبافي، قدم زدن، فكر كردن به خودم و به بدي هام ، دراز كشيدن روي تخت قبل از خواب و فكر كردن به دروغهايي كه همون روز از صبح تا شب گفتم، چايي خوردن كناره پنجره و تماشاي چراغايي كه يكي يكي خاموش ميشن، تماشاي فوتبال، خوابيدن و خوابديدن، حموم رفتن، فكر كردن به مرگ، فكر كردن به اتفاقها و نظريات جديد نجوم و اختر شناسي، چريدن در علفزار، درست كردن نيمرو و املت، متلك گفتن به دخترا و بعد خجالت كشيدن و سرخ شدن، نشستن لباسها و جورابهاي فسيل شده، تميز نكردن خونه و .... همه اينها شايد به تنهايي چيزهاي بي اهميتي باشن...اما همين چيزهاي كوچيك و بي اهميت كه مفهوم بزرگي به اسم زندگي رو مي سازه...